fifa08
ایرفو - ایرانین فیفا آنلاین
صفحه نخست > اخبار و مقالات > ایران 1 - مکزیک 3

ایران 1 - مکزیک 3

یکشنبه، ۲۱ خرداد ۱۳۸۵
Ebrahim Mirzapour
ابراهیم میرزاپور - دروازه بان تیم ملی ایران
باخت تیم ملی فوتبال ایران در نخستین بازی این تیم در چهارچوب رقابتهای جام جهانی 2006 برابر مکزیک گرچه ناراحت کننده است، اما دلیلی برای نامید شدن ندارد.

تیم ما دو بازی دیگر در پیش دارد که البته نمی توان گفت این دو بازی آسانتر از بازی برابر مکزیک اند. بازی برابر مکزیک را می توان یک بازی نیمه خوب - نیمه بد نام داد. تیم ملی در نیمه اول بازی را به خوبی اداره می کرد. اما در نیمه دوم چیزی که مشخص بود احساسی شدن بازی و رضایت به تساوی از سوی ایران بود. کم تجربه گی یازده ایرانی همچنین باعث شد که کنترل کلیدی بازی در شرایط تحت فشار از دست این تیم خارج شود و اشتباهات فردی فرصت را در اختیار مکزیک قرار دهد.

مکزیک، تیم حرفه ای
مکزیک که کاملا حرفه ای عمل کرد، در نیمه دوم تحولی سطحی را در خود ایجاد کرد. تعویض های این تیم استراتژی آنرا کاملا تغییر دادند. سپس این تیم بازی را به دست گرفت، ایرانی ها را خسته کرد تا در شرایط تحت فشار، به اشتباه روی آورند، و سرانجام ازدو فرصت به بهترین نحو استفاده کرد.

از دروازه تا خط حمله
شاید اگر به دنبال اشخاص مقصر بگردیم، ابراهیم میرزاپور (دروازه بان) و علی دایی (مهاجم) را برای انتقاد پیدا کنیم. البته خط دفاع هم بی گناه نیست. میرزا پور به ناتوانی در بازی با پا نامی از خود بجای گذاشته است. پس چرا باید از او توقع شوت بلند را داشت؟ او چرا مایل است تا شوت بلند به وسط زمین بفرستد؟ چرا شوتهای خود را به خارج زمین نمیزند؟

علی دایی که بی شک بهترین فوتبالیست تاریخ فوتبال ایران است، گرچه خودش همچنان احساس جوانی می کند، ولی شاید یک بازیکن جوان بهتر از او در زمین عمل کند.

حمایت همیشگی
همچنان باید امیدوار بود. این باخت از ارزشهای تیم ایران کم نمی کند. هواداران نیز باید همیشه، حتی در بدترین شرایط از تیم خود حمایت کنند.

نظر شما چیست؟
توضیحات خوانندگان
  1. الهه:
    خرداد ۲۱, ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۲۴ ب.ظ

    بازی بچه ها تو نیمه اول خوب بود ولی 20دقیقه اخرو خراب کردن مخصوصا میرزاپور با اون اشتباهات وحشنتناکش

  1. مهدی:
    خرداد ۲۱, ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۲۶ ب.ظ

    مقصر اصلی برانکو است

  1. رسول چراغی:
    خرداد ۲۱, ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۳۲ ب.ظ

    من همیشه از تیم ملی حمایت میکنم. حتی اگه بازی با پرتغال و انگولا را ببازیم.

  1. داوود:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۰ ق.ظ

    من که دلم خنک شد درضمن این رسول چراغی هم تعطیل

  1. داوود:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۱ ق.ظ

    برو بابا دلت خوش

  1. milad:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۴۹ ق.ظ

    انتظاراتی که از ایران نسبت به سال قبل داشتیم نبود.اگه در بازی های بعدی به همین روش بازی کنند و شلخته بازی کنن 100% میبازه اونم با نتیجه پرگل به نفع حریف. اخه دائی هم شد بازیکن.ولی انصافارحمانی خوب بازی کرد

  1. ساسان:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۲:۱۳ ق.ظ

    من با آقارسول موافقم. البته باید همیشه درست انتقاد کرد تا تیم درست بشه همین انتقاد یعنی حمایت.

    به عقیده من علی دایی باید تعویض میشد و یک بازیکن میانی دفاعی جاش رو میگرفت ، تا هم نتیجه 1 به 1 حفظ بشه و هم تیم روی ضدحمله کار کنه.

  1. pedram:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۴:۰۳ ق.ظ

    be nazare man team iran nimeye dovom organize naboud va baziro dade bood daste mexiiha

  1. jagvar:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۸:۰۹ ق.ظ

    bachrha khob bazi kardand vali mirzapor kheyli bad bazi kard beranko bayd behtarin darvazebon lig ra to darvaze gharar bede(taleblo)jagvar

  1. سيامك:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۸:۴۶ ق.ظ

    واقعا” حيف شد بازي برده را باختيم . بايد بدون ملاحظه Ùˆ رك بگويم دوگل را كاملا” ميرزاپورمقصر بود Ùˆ باوجود اينكه كرد هستم ولي ترك ها را خيلي دوست دارم بايد عرض كنم علي دايي كه برايم خيلي ارزشمند است بايد بپذيرد ديگر نمي تواند كارآيي داشته باشد بهتر است خودش فيلم بازي را ببيند Ùˆ نقش خود را دربازي مشخص كند Ùˆ قاضي خودش باشد . اگر بجاي ايشان مثلا عنايتي فرصت طلب بود مسلما” ما Ú¯Ù„ مي زديم Ùˆ ازهمه مهمتر درنيمه دوم كاملا” روش بازي دفاعي شد Ùˆ ما نتوانستيم درمقابل تاكتيك مربي مكزيك دوام بياوريم وگرنه مثل نيمه اول بازي مي كرديم 100% (100 درصد) برنده بازي ايران بود Ùˆ دل ملت ايران به درد نمي آمد.

  1. حسين:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۰۲ ق.ظ

    حيف.حيف.حيف

  1. حسين شمس آبادي:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۰۴ ق.ظ

    حيف.حيف.حيف انشاءا… دربازي بعد جبران ميكنيم.

  1. مجيد:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۲۰ ق.ظ

    بنده فكر مي كنم بايد ارتباطي با تباني مسئولين فدارسيون فوتبال و برانكو با مراكز شرط بندي اين مسابقه وجود داشته باشد .

  1. اكبر:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۲۱ ق.ظ

    ايران در اين بازي 9 نفره بازي كرد چون علي دايي و ميرزاپور مترسكان روي زمين بودند و در مدت 90 دقيقه فقط به ريش 70 ميليون ايراني خنديدند

  1. حسن:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۳۷ ق.ظ

    شايد بهترين راه براي بازي هاي بعدي اين باشد كه برانكو را با افتضاح اخراج كنند و به بچه ها بگويند در اين دو بازي فقط بازي خودشان را بكنند و دايي و ميرزاپور را سوغاتي بخرند و به ايران بفرستند

  1. تقي:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۳۸ ق.ظ

    تباني - تباني - تباني با مراكز شرط بندي آلمان عامل باخت ما

  1. وحيد:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۱۲ ق.ظ

    برانكو خيلي ترسو هست بايد دايي را تعويض مي كرد.ذخيرها را برا جي برده انجا.عاما اصلي باخت ما برانكو

  1. babolsar:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۲۹ ق.ظ

    برای آقای دادکان متاسفم تا سرمربی تیم ملی از (ویچها) انتخاب شود همین آش و همین کاسست این برانکو بزدلترین مربی دنیاست که یک تعویض درست و حسابی انجام نداد تازه در نیمه دوم تیم مکزیک در واقع 12 نفره داشت بازی میکرد چون این برانکو عملا با تعویضهای اشتباهش به نفع مکزیک عمل کرد

  1. ناهيد:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۵۴ ق.ظ

    چشم عادل فردوسي پور خيلي شوره تا گفت رحمان عجب بازي ميکنه بي شک بهترين بازي کنه رحمان يه گل تقديم مکزيک کرر
    البته در بازي با پرتغال ما با حضور ميرزاپور و محمد نصرتي و آقاي گل علي دايي برنده ي بازي ميباشيم

  1. ناهيد:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۵۷ ق.ظ

    چشم عادل فردوسي پور خيلي شوره تا گفت رحمان عجب بازي ميکنه بي شک بهترين بازي کنه رحمان يه گل تقديم مکزيک کرر
    البته در بازي با پرتغال ما با حضور ميرزاپور و محمد نصرتي و آقاي گل علي دايي برنده ي بازي هستيم

  1. كاظمي:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۰۷ ب.ظ

    يك مربي حرفه اي وقتي تيمش در نيمه اول مساوي كرده بايد در نيمه دوم دو بازيكن سرعتي درنوك حمله گذاشته تابافشار بي امان نتيجه را بنفع خود تمام كند .نه اينكه علي دايي را تادقيقه 90 در ميدان نگه دارد .آخه دايي در نيمه اول چه هنري به خرج داد كه نيمه دوم بدهد .چرا تيم ملي را فداي رودربايستي با علي دايي ميكنيم؟هيچگاه برانكو را نخواهم بخشيد.

  1. Anonymous:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۷ ب.ظ

    دیگه صبر و حوصله مردم به پایان رسیده . علی دایی باید از تیم بره !
    دایی حتی نباید مقابل پرتقال و آنگولا بازی کنه !

  1. سیما:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۱۸ ب.ظ

    واقعا تیم ایرا ن افتضا کرد ما هنوز خودمان را باور نداریم ما خیلی راحت تر از این می توانیم بازی کنیم مقصر اصلی اول مربی و بعد میرزا پور و دایی هستند نمی دانم چرا هنوز اینها میخواهند بازی کنند در حالیکه ما بهتر از این بازیکن داریم ترا خدا یک مقدار تعصب ایرانی داشته باشید

  1. Mohsen:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱:۰۵ ب.ظ

    با احساسات 70 ميليون بازي كردند با اين بازيشون.. بازيكني كه بخواد با پشت پاگل بزنه يا هوس قيچي زدن بكنه اونم تو بازي جام جهاني كه موقع اين خودنمايي ها نيست ياعلي دايي افتضاح بود

  1. فرشید:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱:۱۶ ب.ظ

    این بازی نشون داد که ما هنوز چقدر با فوتبال حرفه ای دنیا فاصله داریم. راهیابی به جام جهانی در آسیا شاهکار نیست (تعداد تیمهای آسیای در جام به 5 رسیده). پس دیگه باید به فکر صعود بود نه همش بگیم که خوب همینکه تا جام رفتیم کافیه.

    علی دایی هم یکی از بزرگان فوتبال ماست. اون خودش زودتر از اینکه مردم ازش متنفر شن باید بره. به نظر میرسه که کاراش خیلی خودخواهانست.

  1. فاطمه:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۴۳ ب.ظ

    واقعاتیم ملی سنگ تمامگذاشت

  1. فاطمه:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۴۶ ب.ظ

    دست تیم ملی دردنکنه باای بازی باهالشون واقعا ازخجالت مردم خوب درآمدن مخصوصا” آقای دایی خودخواه ومیرزابور ….

  1. hussein:
    خرداد ۲۲, ۱۳۸۵ ساعت ۱۰:۵۲ ب.ظ

    az in Ali daei per ta kay mikhahand estefade konanad va chera ingadar band bazi va tahmil ???? chera az javanhaee ke mostade hastand estefade nakardanad
    khob shood bakhtand ta Ali daei khoshahal beshe motakabere bekhood

  1. علی رضا:
    خرداد ۲۳, ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۴۳ ق.ظ

    علی دایی دیگه حق حتی یک بازی در تیم ملی را نداره. اون تمام زندگیش رو مدیونه فوتبال ایران و طرفداران و مردم ایرانه. حالا حق نداره با خودخاه بازیاش 70 میلیون نفر رو عصبانی کنه

    دایی باید دادگاهی بشه

  1. sina:
    خرداد ۲۳, ۱۳۸۵ ساعت ۴:۲۴ ق.ظ

    chera ba ehsasate 70meleuon irani baze mekonin koja hastan masoolin football iran chera bayad shakhseyati mesle aghae daie bayad betone ba ehsasate 70meleuon iranero baze kone teme mele namayande ma iranehast befekre ma bashin chera 1 bazekon 37 sale bayad to teme mele iran baze kone dar soorati ke inhame bazekonae ba tajrobe darim chera va chera?

  1. arash:
    خرداد ۲۳, ۱۳۸۵ ساعت ۴:۲۹ ق.ظ

    aghae daie base dege base ta aborot narafte khodet bekesh kenar to heseyate melate irano borde .

  1. سسسسسسس:
    خرداد ۲۳, ۱۳۸۵ ساعت ۳:۵۳ ب.ظ

    علي دائي رو بايد کنار گذاشت

  1. علي:
    خرداد ۲۴, ۱۳۸۵ ساعت ۵:۵۴ ب.ظ

    1- تيم فوتبال ما هنوز حرفه اي نيست ما بايد ياد بگيريم كه فوتبال 90دقيقه است 2- اگر چه معتقدم دايي بايد تعويض مي شد ولي بعد از شكست انداختن تمام گناه گردن دايي صحيح نيست

  1. mobina:
    خرداد ۲۵, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۱۸ ق.ظ

    be nazare man toye jame jahany bayad az bazikonayi ke angize ziady daran va teshne bazy hastan estefade kard na kasayi mesle mirzapor ka shot kardano hanoz yad nagerefte.

  1. کریم:
    خرداد ۲۵, ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۳۷ ق.ظ

    تیمی که این همه ادعا داره وبازیکن ای اون فقط برای چیزهای دیگه بازی می کنن حقش همینه.

  1. rana:
    خرداد ۲۵, ۱۳۸۵ ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ

    خيلي بازي بيخودي بود تا وقتي كه ميرزاپور دروازه بان تيم ملي وضع ما هيچ تغييري نمي كند. من نمي دونم كاظميان-خطيبي-عنايتي-طالب لوو….برايچي رفتن اونجا؟

  1. محسن:
    خرداد ۲۵, ۱۳۸۵ ساعت ۶:۲۵ ب.ظ

    37-نمي دونم دليل اينكه علي دايي را توي زمين مي يارن يا اصلا دعوتش مي كنن به تيم ملي چيه Ø› در ضمن ما مگر كم دروازبان داريم طالب لو Ùˆ …. كه اگر مربي نمي خواست انها را دعت كند عابدزاده را با پاي شكسته هم توي زمين مي زاشت بهتر از اين لر بود . ببخشيد از اينكه وقتتون گرفتم .

  1. Ù…:
    تیر ۱۰, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۳۷ ق.ظ

    فوتبال نود دقیقه است وقتی تو نود دقیقه کم بیاری اگه سعود کنی تو 120 دقیقه میخوای چکار کنی؟

  1. arash:
    تیر ۱۱, ۱۳۸۵ ساعت ۱۲:۴۰ ب.ظ

    baese taasofe ke melate ma hanoz naagahane matlab migano minevisan ,vagean sharm avar.ye timi ke na sresh malom na tash azash che entezari darin ,darbazebani ke pahash lale va waghti ham ghol mikhore badesh axolaml neshon mide wa shirje mizane azash che entezari hast man vagean baram ye soale ke kodom az khoda bikhabari in mirzapore palallo be tim meli dawat kard be nazare man ali daei na mogaser bod na to natije bazi tasiri gozasht la aghalesh tasiri ke nadash zarar ham nadash ,ama in mirzapor va on rezaei ke jofteshon baraye barha mortakebe eshtebah shodan shomaha yek ngah be time franse ye neghah be time berazil konin va hata okrain tamame in tima az bazikonane moseneshon estefade kardan vali hichwaght az in bazikonan vali shomaha neghah konin hamishe melate in keshwara be hamchin bazikonani eftekhar mikonan ama ma badbakhtimon hamin ke in siasataro nadarim va fagat rohiye bazikono dost darim kharab konim

  1. منصور:
    مرداد ۶, ۱۳۸۵ ساعت ۹:۱۵ ق.ظ

    بنام خدايی که ذره ای خوبی و بدی را فراموش نخواهد کرد

    برای تو می نويسم , برای شمارة ده تيم ملی , برای ابر مردی که طعم انصاف را در کشورش کم چشيده . برای مردی که لحظات را جز تلاش و تکاپو معنی نکرده , برای مردی که ايستادگی را از سبلان آموخته . برای تو می نويسم از ديار سبلان , دياری که برای تو تپيده و ساقهايت را در ميادين به نظره نشسته.آنهايی که انصاف را سر بريده اند چه زود فراموش کرده اند دلاوری بي مانندت را . ساليانی است لشکر کشی مطبوعات به دژ استوارت , انصاف را عزادار ساخته . برای تو می نويسم برای شماره ده تيم ملی , تنگ نظران دستهای ياريگر خدا را بر شانه هايت نمی بينند و دستهای تو را که بعد از هر گل به آستانش بلند می شود , برای تو می نويسم برای کسی که چندی است علت بسياری از معلولهای جامعةما شده , فقر و فلاکت , سرما و گرما , چند صباحی است از بازی تو در تيم ملی نشأت گرفته . بزرگمرد , فوتبال ايران از نام تو روييدن يافته و شکوفه های آن باغبانی بهتر از تو را نيافته ولی باز دستهايی به هم فشرده شده تا اين باغ را بی باغبان کند و اين کشتی را بی نا خدا تو نا خدای سالهای دراز اين کشتی بوده ای , چه طوفان هايی را به سلامت پشت سر گذاشته ای , چه روزهای تلخي را با تنی مجروح و برای حمايت از اين کشتی سپری کردی . با تو روزهای خوبی داشته ايم روزهايی که ياد آوری هر کدام ما را به اوج آرزوهايمان می برد . روزهايی که با خوشحالی ات خنديديم و با اندوهت گريستيم . روزهايی که چون چله ای از کمان رها می شدی و شادی و شعف را به خانه های هزاران هموطن می آوردی , بازی با کره يادمان نرفته که بعد از ساليان سال غرور شکسته امان را در برابر آنان دوباره بند زدی . حال متهم به گل نشستن اين کشتی تو هستی . داستان عجيبی است .

    1- شخصي در رأس قلة ورزشش آرميده که با واژة ورزش فرسنگها فاصله دارد . و آنطور که مولوی فرموده (( ماهی از سر گنده گردد نی زدم )) .( ولی سکوتی سنگين بر همه جا سايه افکنده و کسی را يارای انتقاد نيست ) .

    2- استعدادهای شهرهای ناتنی پژمرده اند ( ولی سرها در گريبان است و انتقادی به مشام نمی آيد).
    3- فوتبال ايران استاديوم استانداردی را که لازمة برگزاری يک مسابقه است به خود نديده , تا بازيکنان شائبة حضور در يک ورزشگاه مجلل را نداشته باشند . و کيفيت مسابقات به نحوی باشد که قابليت پخش از برنامة جنگ فوتبال آسيا را نداشته باشد .( سکوتي حکمفرماست , سوالت را کسی پاسخ نخواهد گفت ) .

    4- به تيمهای قدری می بازيم . تيمهايی که برنامة درازی در فوتبالشان داشته اند , ليگهای حرفه ای , استاديوم های استاندارد , بازی های تدارکاتی درجة يک و سرمايه گذاری در يک کلام . مثل کشتی ما که اگر آن مي باخت جای شِِکوه بود . با اين اوصاف رسانه های گروهی در پی کدامين نقطة مبهمند . می خواهند علت فروش بنز در بازارهای جهانی را با عدم فروش پيکان بسنجند . درِيغ از قطره ای انصاف.

    5- تِيمی که از اقوام مختلف به هم تنيده شده , شعاری جز ستارگان پارسی نمی يابد ( انتقادی نيست ).

    6- لشکر سياسيون از رئيس جمهور تا مجلس بسيج شده براي برد Ùˆ شادی عموم , چرخهای اقتصاد ساليان درازی است Ú©Ù‡ در Ú¯Ù„ نشسته است , رکودی سرد بر صنعت سايه افکنده , بدِيهيِات زندگی غايت آمال اکثرِت است , گرانِ , تورم , بيکاری , اختلاس Ùˆ … توانی بر مردمان رنجور نگذاشته . Ùˆ باز مجلس Ùˆ رئيس جمهور در Ù¾ÛŒ علت شکستند , فوتبال اين طاعون کشورهای عقب مانده , به وسيلة رسانه های جمعی در حال گسترش است , الگويی جز فوتباليست نمانده , رسانه ای سراغ از پروفسورهای ايرانی را نمی گيرد Ú©Ù‡ در کتابخانه های محقرشان در حال اتمامند. لشکر سياسيون در کارند , دولت خدمتگذار بايد چرخ های فوتبال را بچرخاند Ùˆ دريغ از قطره ای مسئولت . ( انتقادی هنوز زائيده نشده است ) .

    حوصلة مطلب از سر می رود . سخنم ريشه يابی مشکلات فوتبال ايِران نبود سخنم با تو بود دايی . تو متهم تمام اين مشکلاتی و علت تمام معلول ها . انتقاد با تو زائيده می شود و آزادی بيان با تو معنی پيدا می کند . جوامع ديگر , براي يافتن الگوهای مناسب به اسطوره سازی پناه می آورند و من در حيرتم که ما واقعيت خود را می بريم , مطبوعات و تلويزيون چه بی رحمانه تبر بر پيکره ات می کوبند , گويی آنها دستهای ياريگر خدا را بر شانه هايت نمی بينند و دعای بچه های يتيمی را که تو می پرورانی. برای تو می نويسم
    کاپيتان …

نام

ایمیل

وب سایت

توضیحات